
رفته بوديم آبادان ، سرزمين نخل هاي سوخته ، كنار اروندرود
همان رودي كه صدام مي خواست " شط العرب " اش بخواند اما آرزويش را براي هميشه
به گور برد. نخل هاي سربريده همچنان راست قامت و در صفوفي منظم رسم ميهمان نوازي را به جاي مي آوردند.
زندگي در جريان بود اما نه جرياني كه در خور نام آبادان و خرمشهر باشد . در چشمان مهربان كودكان و زنان آن ديار مي شد امواج بي شمار خواسته هاي بحق را ديد.
نماينده مردم آبادان در مجلس با ارائه گزارشي از وضعيت شهر با كلماتي بريده و بغض آلود مي گفت :" تا پيش از جنگ پيشرفته ترين شبكه برق رساني را داشتيم و رئيس مدرسه ابتدايي شهرمان داراي مدرك دكتري بود . اما اكنون دريغ ازيك جرعه آب آشاميدني سالم ..."
آري ! ظلم بزرگي است اگر خواسته هاي بحق اين مرزداران سرافراز را به مرور زمان بسپاريم.
در ادامه به بازديد طرح 32 هزار هكتاري شبكه هاي آبياري و زهكشي نخيلات آبادان و خرمشهر رفتيم . دستان تواناي مهندسان ايراني با ايجاد بند انحرافي ، كارون را به كمك اروندرود آورده بودند تا نشاط و شادابي و بركت را دوباره به نخيلات و شهروندان راست قامت آن ديار هديه كنند و سمفوني زندگي را دوباره جاري سازند.
با اجراي اين طرح ضمن كنترل پيشروي آب شورخليج فارس در رودخانه هاي بهمن شيرو كارون آب مورد نياز شرب ، صنعت و نخلستان هاي حواشي رودخانه هاي اروندرودو بهمن شير از طريق كارون تأمين و انتقال خواهد يافت و روشهاي سنتي آبياري به سيستم مدرن تغيير خواهد نمود.
آرزو مي كنم با همت مديران و مهندسان صنعت آب و برق خوزستان اين طرح مبارك هرچه زودتر به نتيجه برسد تا ديگر نخل سوخته اي داغ دلمان را تازه نكندو...

